اختصاصی/ گیلان صدر: آنچه این روزها در صحن علنی شورای شهر رشت بر سر تأمین هزینه‌های بازسازی بازار می‌گذرد، یک اختلاف‌نظر ساده یا یک دعوای لفظی مقطعی نیست؛ بلکه پرده‌ای دیگر از یک الگوی نگران‌کننده و تکرارشونده در تصمیم‌گیری شهری است؛ الگویی که در آن، هر بحران، هر خطا و هر بن‌بست مدیریتی، نهایتاً با دست بردن در جیب مردم رشت حل‌وفصل می‌شود.

مسئله اصلی: منبع پول و نبود ضمانت بازگشت

در ماجرای اخیر بازار رشت، اختلاف میان اعضای شورا بر سر این بود که آیا هزینه خسارت‌ها باید از منابع عمومی پرداخت شود یا خیر. در این میان، برخی با ادبیاتی تند یا احساسی سخن گفتند و برخی دیگر با تأکید بر «کمک فوری به مردم»، پرداخت از جیب شهرداری را بدیهی جلوه دادند. اما مسئله اصلی، نه لحن است و نه همدلی با بازاریان؛ مسئله، منبع پول و نبود هرگونه ضمانت بازگشت آن است.

حافظه شهر را پاک نکنیم؛ تجربه آدینه

اینجاست که حافظه شهر نباید دچار فراموشی شود. تجربه‌ای که هنوز زخم آن تازه است: پروژه آدینه. چندی پیش، در پرونده پروژه آدینه، شاهد امضای تفاهم‌نامه‌ای بودیم که عملاً بخش بزرگی از بدهی یک بنگاه اقتصادی قدرتمند را از دوش خود برداشت و بر دوش مردم رشت گذاشت. تفاهم‌نامه‌ای که خارج از حدود اختیارات قانونی منعقد شد و در نهایت، با فشارهای بیرونی، مصوبه‌ای در شورا به تصویب رسید تا این انتقال هزینه، ظاهری قانونی پیدا کند.

نقش تصمیم‌سازان و هزینه‌ای که بر شهر تحمیل شد

در آن ماجرا، نیز مسعود عباس‌نژاد و مهیار سماکچی از جمله اعضایی بودند که در فرآیند تصمیم‌گیری و هموار کردن این مسیر ضد منافع مردم رشت نقش داشتند؛ مسیری که نتیجه‌اش، دود شدن بیش از هزار میلیارد تومان (حدود ۱.۵ همت) از حقوق شهر و مردم بود، بی‌آنکه تضمینی برای احقاق حق شهرداری یا بازگشت منابع وجود داشته باشد.

حالا همان نسخه، برای بازار رشت؟

امروز، در بحران بازار رشت، همان نگاه دوباره در حال تکرار است: پرداخت از منابع شهرداری، بدون شفاف‌سازی منبع جایگزین، بدون مطالبه جدی منابع ملی، و مهم‌تر از همه، بدون تعهد روشن برای بازپس‌گیری خسارت از عاملان حادثه، در صورت شناسایی و محکومیت آن‌ها.

پرسش افکار عمومی

این پرسش کاملاً به‌حق است که افکار عمومی می‌پرسد: چرا کسانی که در یک تجربه پرهزینه برای شهر، هزینه تخلف یک نهاد اقتصادی قدرتمند را از جیب مردم پرداختند، امروز نیز ساده‌ترین راه‌حل را دوباره در تحمیل بار مالی به شهر می‌بینند؟

رشت چه دارد که این‌گونه خرج می‌شود؟؟

رشت شهری نیست که از وفور منابع مالی رنج ببرد. این شهر: با بدهی‌های انباشته دست‌وپنجه نرم می‌کند، پروژه‌های نیمه‌تمام فراوان دارد، محلات محروم و زیرساخت‌های فرسوده‌اش چشم‌انتظار بودجه‌اند.

هزینه‌های کوتاه‌مدت، فلج مزمن شهری

هر بار که منابع شهرداری صرف جبران بحرانی با منشأ غیرشهری می‌شود، در واقع توسعه شهر قربانی یک تصمیم کوتاه‌مدت می‌شود. این مسیر، اگر ادامه یابد، رشت را نه به سمت ترمیم، بلکه به سمت فلج مزمن شهری سوق می‌دهد.

راه درست چیست؟

راه درست چیست؟ کمک به بازاریان آسیب‌دیده، نه‌تنها لازم، بلکه ضروری است. اما این کمک: باید موقت باشد، باید با سقف مشخص و مصوبه شفاف انجام شود و مهم‌تر از همه، باید همراه با تعهد رسمی و الزام‌آور برای بازگشت ریال‌به‌ریال پول به خزانه شهر، پس از شناسایی و محکومیت عاملان حادثه باشد.

چرا منابع ملی نه؟

همچنین این پرسش جدی مطرح است که چرا هیچ مطالبه قاطعی برای تأمین خسارت از منابع ملی و اعتبارات بحران مطرح نمی‌شود؟ آیا قرار است رشت همیشه خط مقدم پرداخت هزینه‌هایی باشد که فراتر از توان و مسئولیت مدیریت شهری است؟

مسئله فقط بازار نیست

مسئله امروز بازار رشت، فقط بازار نیست؛ مسئله، تکرار یک الگوی خطرناک تصمیم‌گیری است. الگویی که در آن، مردم همیشه پرداخت‌کننده‌اند و هیچ تضمینی برای بازگشت حق شهر وجود ندارد. رشت دیگر توان آزمون‌وخطای پرهزینه را ندارد.

اگر قرار است کمکی انجام شود، باید با ضمانت، شفافیت و مسئولیت‌پذیری باشد؛ در غیر این صورت، این تصمیم‌ها نه همدلی، بلکه انتقال خاموش بار سوءمدیریت به دوش مردم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *