اختصاصی/گیلان صدر: پنجشنبه، سالن غدیر استانداری گیلان. وزیر ارتباطات آمده، استاندار میزبان است و واژه‌ها پرواز می‌کنند؛ از فیبر نوری تا دیتاسنتر، از هوش مصنوعی تا ماهواره، از اقتصاد دیجیتال تا پژوهشکده فضایی.

در روایت رسمی این جلسه، گیلان استانی است آماده‌ی پرش؛ پرشی فناورانه، هوشمند و فضایی. اما این پرش، بیشتر روی کاغذ اتفاق می‌افتد تا روی زمین استان.

استاندار گیلان از «مزیت اقلیمی» برای استقرار دیتاسنترها گفت؛ از آب، هوا و جذابیت برای نخبگان. همان‌جا اما ناخواسته اعتراف کرد که مشکل برق، «ملی» است. یعنی زیرساختی که قرار است قلب اقتصاد دیجیتال باشد، هنوز منبع انرژی‌اش معلوم نیست!

وزیر ارتباطات هم گیلان را تا مدار زمین بالا برد. از پرتاب همزمان سه ماهواره گفت و از کاربردشان در جلوگیری از دست‌اندازی به اراضی ملی، جنگل‌ها و منابع طبیعی. ایده جذاب است، اما پرسش ساده‌تر از فناوری است: اگر نظارت زمینی، شفافیت اداری و اراده اجرایی کار می‌کرد، چرا کار به جایی رسیده که باید از فضا مراقب زمین باشیم؟

حتی وعده استقرار پژوهشکده فضایی در گیلان هم داده شد؛ بی‌آنکه مشخص شود این پژوهشکده قرار است کدام مسئله مشخص استان را حل کند و چه نسبتی با زندگی روزمره مردم ما دارد؟

در این میان، بارها از «اقتصاد دیجیتال» به‌عنوان راه جبران عقب‌ماندگی اقتصادی گفتند؛ اما هیچ‌کس توضیح نداد این اقتصاد قرار است چگونه به اشتغال برسد؟ در استانی که بیکاری جوانان، تحصیل‌کرده‌ها و زنان یکی از مزمن‌ترین مشکلاتش است، اقتصاد دیجیتال اگر به آموزش مهارت، دسترسی عمومی و شغل قابل دسترس برای مردم وصل نشود، به پروژه‌ای لوکس برای اقلیتی محدود تبدیل می‌شود و بدون شک وقتی سیاست‌گذار از اقتصاد حرف می‌زند اما جامعه هدفش را نام نمی‌برد، نتیجه نه توسعه، که بازتولید نابرابری است.

از افتتاح ۳۰۵ پروژه ارتباطی با هزاران میلیارد اعتبار گفتند؛ آمارها درخشان است، اما تجربه مردم چیز دیگری می‌گوید. اقتصاد دیجیتال قبل از دیتاسنتر و ماهواره، به اینترنت پایدار برای کسب‌وکارهای خرد، آموزش آنلاین واقعی و خدمات عمومی قابل استفاده نیاز دارد.

وزیر از «عدالت آموزشی» گفت و هوشمندسازی ۵۰ مدرسه. اما عدالت آموزشی، بدون عدالت دسترسی، بیشتر شبیه شعار است. مدرسه هوشمند، در محله‌ای که اینترنت ناپایدار و خانواده‌ای که توان تأمین ابزار آموزشی ندارد، مسئله را حل نمی‌کند؛ فقط آن را مدرن‌تر توصیف می‌کند. اقتصاد دیجیتال را نمی‌شود از سالن غدیر دید؛ باید یک‌بار از حاشیه‌های محروم گیلان امتحانش کرد.

در تمام این جلسه، یک غایب بزرگ وجود داشت: مردم. نه از بیکاران به‌عنوان جامعه هدف اقتصاد دیجیتال حرفی زده شد، نه از حاشیه‌نشین‌هایی که بیش از همه از خدمات آنلاین و اشتغال کم‌هزینه محروم‌اند، و نه از زنانی که اقتصاد دیجیتال می‌توانست یکی از معدود مسیرهای واقعی اشتغالشان باشد، اما در این روایت، سهم‌شان فقط شنیدن نام این اقتصاد بود.

گیلان، در این نشست، بیشتر شبیه یک نقطه روی نقشه‌های آینده‌نگرانه بود؛ نه استانی با مسائل انباشته، زمینی و حل‌نشده. اقتصاد دیجیتال، پژوهشکده فضایی و دیتاسنتر، اگر قرار است مسیر توسعه باشند، باید اول روی زمین گیلان فرود بیایند؛ جایی که هنوز بیکاری، نابرابری دسترسی و حذف اجتماعی، مسئله اصلی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *